به نجابت نگاه سردشت

 

 

 ساعت ۵/۴ بعدازظهر ٧  تیر ماه ١٣۶۶هواپیماهای دشمن ۴ بمب در شهر سردشت و ٣ بمب دیگر در روستاهای اطراف فرو ریختند و یکی از فجیع ترین و وحشتناک ترین جنایات را مرتکب شدند. در این تهاجم شیمیایی ٣٠٠٠ نفر از هم میهنانمان کشته شدند و سردشت نخستین شهر قربانی سلاح های شیمیایی در دنیا نامیده شد. بمب باران شیمیایی سردشت قبل از بمب باران شیمیایی حلبچه اتفاق افتاد. این اولین و آخرین بمب باران شیمیایی نبود و مناطق بسیاری از این سرزمین مورد تهاجم شیمیایی دشمن قرار گرفت . در بمب باران شیمیایی سردشت دشمن از گازهای ارگانو فسفره ، عوامل اعصاب و تاول زا ( نوع خردل) استفاده کرد.  ٢٢ سال از آن حادثه تلخ می گذرد و آنهایی که ماندند هنوز از دردهای طولانی و وخیم و سرفه های پی در پی در عذابند. ماندند تا با پوست ها و چشم های سوخته و تاول زده خاطره ی سوختن همنوعانشان را به نسل های آینده منتقل کنند.

***

کژال

 

رویید دست تبر

بر شانه های باغ

و سردشت...

گم شد میان بوی شبدر، سیر یا پیازداغ

چه عصبی می پرید

پلک حادثه

و هزاران نفر

ریختند در گوش باد

تلخی نفس های گُر گرفته ی خود را

خورشید پریده رنگ

با چشم هایی منجمد از بهت

بر بلندای افق

ایستاده بود به نظاره

روییدند سنجاقک های سوخته

بر جویبار گیسوان کژال

... و تزیین شد با داغ

 چین های پیشانی مادر

گُر گرفت خاکستر آه هایش

و ناگاه  شعله ور کرد دشت را

 خونابه ای لزج

به رنگ

سرفه های تکّه تکّه شده ی کژال

یکی فریاد زد

" هوا سنگین شده ، اکسیژن بیاور"

و شدید تر شد سرفه هایش

**

شانه های صبور مادر

بو می کشید

لخته لخته نفس های سربی شهر را

... و هنوز مرور می کند

تکان های یکریز آن را

...هنوز می تراود بانگ لالایی

از هُرم نفس های سوخته اش

و در خیالش

کژال

تجربه می کند یورتمه رفتن را

 با اسب سپید آرزوها

در دامن نیلوفران آبی دشت.

*

... و بوی یال می وزد

در ذهن رهگذران

تا شکوفاست

زخم های حنجره اش

١١/ ۵ / ١٣٨٧  مهری حسینی

 

/ 68 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامناز

سلام بر شما ای دوست گرامی ازتون بسیار سپاسگزارم که به وبلاگم سر میزنید....عزیزم با پست جدیدی تحت عنوان ادمی توسط خودش اباد یا ویران میشود....بروزم[گل] چه عکسای غم انگیزی...[ناراحت]

شاعر

سلام. آفرین قشنگه یادی از عزیزانی که.......

خانه ما

این سرزمین درد دل زیاد دارد ولی همیشه تنها فریاد سرداده است

هم وطن

درود . . نرم افزاری عجیب از شاهنامه فردوسی[تعجب] . . چشم در راه هم ...[گل]

محمد (سلام بر زندگی)

سلام مهری عزیز و بزرگوار خوبی مهربان؟ شرمنده مهربونیتم دوست نازنین من مرسی که قدم رنجه کردی بدیدنم اومدی کاش بتونم این همه خوبی را جبران کنم[گل]

eastern eagle

سلام وبلاگ ایران سرزمین من بروز شد منتظر حضورتان هستم.[گل]