دل حسرت نشین

نگاه مادر از اندوه زرد است

غرور خسته‌اش لبریز درد است

برای سرخی فرجام عشقت

سراپای نگاهش آه سرد است

 

***

دل از داغ غروبت با خبر شد

نگاه مادر از غم در به در شد

دل حسرت نشینش بر سر راه

نشست و تار و پودش شعله‌ور شد

 

***

"مهری حسینی" 21 / 8 / 1391

/ 38 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ramin

[قلب][گل]

فرید عباسی

سلام بزرگوار با دو غزل فارسی و هورامی به روزم چشم به راه قدوم مبارک شما

فرید عباسی

سلام بر دوست مهربان و ارجمندم خوشحال می شوم در میهمانی من شرکت فرمایید...! با شعر میهمانی [گل]

انجمن فرزانگان کویر

با سلام یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزی ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت..................... انجمن فرزانگان کویر

مینانصر

..سلام مهری ....بروز نمی کنی چرا؟؟؟ دعوتی خانم به خوانش شعرجدیدم....[گل]

فرید عباسی

سڵام گۆره م به شێعرێ تازێ به ڕۆ نا سلام بزرگوار با شعری جدید به روزم چشم به راه حضور تان [گل]

فرید عباسی

سلام بزرگوار با / غرور خسته / به روزم چشم به راه نگاه زیبایتان[گل]

aziz

بسیار زیبا، دست مریزاد.

حسام

عالیه ماشاء الله