یاس پر پر

اگر آمد دوباره از سفر یک یاس پر پر

بپرسید از نگاه عاشقش حال برادر

بپرسید و برای چشم مادر هم بگویید

که این دلواپسی ها را نباید کرد باور

همیشه رسم بر این بوده در هر صبح روشن

اقاقی گل کند باران بگیرد چشم مادر

 خدا هر شب نظر می کرد بر شوق پریدن

 پسندید از میان بالها، بال کبوتر

سرش بر شانه ی باران، همیشه سبز و پر شور

غرور پیکرش را باد بویید آن طرف تر

...و این طوفان فقط سهم دل عاشق ترین هاست

خطی ممتد نشسته بین ما و آن دلاور

***

همیشه وصف من از او پر از نقصی دوباره ست

نشد یک بار از او گفته باشم تا به آخر

"مهری حسینی"

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
ارمیا برزین

سلام خوشحالم که ترانه م خاطره نوجوانی شما رو زنده کرد

م.ر

نمی شود از او تا به اخر گفت. هنوز ان خط سرخ ادامه دارد.حتی در اینجا که کلمه شهید لقبی شده شبیه دیگر القاب که اگر میلشان کشید به انسان می دهند. خون را می خواهند انکار کنند.مگر می شود؟ مگر افریده خدا را می شود از دست او گرفت وکشت وانکار کرد؟

سوسن

یادشان گرامی

محسن

[گل][دست]