گم شده

 

پیغمبر احساس دلم گم شده در شهر

انگشت نمای دل مردم شده در شهر

چندی ست به احساس شما معتقدم من

کفری ست که لبریز تَرَنم شده در شهر 

احساس شما سهم دل من که نشد هیچ

دل کوچه ی پامال تفاهم شده در شهر

تندیس جنون سهم مناجات نگاهی ست

دل معبد آلوده ترین خم شده در شهر

ای کاش مرا تا ده بالا بکشاند

 آن خاطره ی غرق تبسم شده در شهر

***

با دست سپیدش ده ما را که نشان داد

 می رفت که تا گم شود آن گم شده در شهر

 تیر  ١٣٧٩/  مهری حسینی   

/ 77 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیتون (تغذیه اعصاب وروان شناسی)

سلام شب شمابه خیر آقای ابوالقاسم حالت شاعرمعاصراست که اون شعر درباره نوروزش مشهوراست سبک خاصی بودیادم رفته ترجمه شعری ازوست

مژگان بانو

سلام عزیزم دستت درد نکنه عجب ضرب المثلی بکار بردی[نیشخند] [بغل][ماچ][قلب]

غریب آشنا

[گل]سلام جالب بودن موفق باشین دوست عزیزم[گل][گل]

نریمان

ممنون خانم حسینی عزیز ممنون از لطفت سر بزنید

مریم.ر

" زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید روئید در پس این باران گاه باید خندید بر غمی بی پایان سلـــــــــــــــــــام دست خوبم بروز کــــــــردم....خوشحال میشم بیای شعرمو بخونی و نظــــــــــر بدی[گل]

یزدان

درود با مقاله ای به نام «نگاهی به سمنان» به روزم.

سهبا

پيغمبر احساس دلم گم شده در شهر ! زيباست . ممنون عزيز . راستي بعد مدتها سلاااااااام !

بی ده نگ

خیلی زیباست پیغمبر احساس دلم گم شده در شهر خیلی قشنگه مرسی واقعا دلم را تازه کردین با همین مصرع اول من لینکتان کردم دیگر خود دانیدو بس