مراحل داستان نویسی

برای نوشتن داستان ، نویسنده باید خود را با تقسیم اولیه رو به رو کند و بداند که سوژه چیست. وقتی سوژه مشخص شد، کار راحت تر می شود. نویسنده ی هوشیار هم دیالوگ تنظیم می کند و هم می تواند دیالوگش را با نثر تنظیم کند. داستان برای این که به شکل داستانی کامل از ذهن نویسنده به روی کاغذ انتقال یابد، با استفاده از زمان و موادی که از ذهن نویسنده جذب می کند، مراحلی را می گذراند که عبارتند از :

١- موضوع یا سوژه

٢- طراحی داستان

٣- رشد و پرداخت داستان  

۴- پیام

نویسنده اگر این مراحل را به خوبی بشناسد، می تواند با استفاده از این شناخت ، داستانش را سریع تر، بهتر و پر محتواتر بنویسد و اگر داستانش دچار مشکل شد، متوجه می شود که آن مشکل مربوط به کدام مرحله از شکل گیری است. موضوع در حقیقت بذر اولیه ای است که در ذهن نویسنده کاشته می شود و داستان بر اساس همین بذر اولیه رشد می کند و شکل می گیرد. یک نویسنده خوب باید خاطرات گذشته را به خوبی مرور کند و محیط اطرافش را به خوبی از نظر بگذراند. اگر نویسنده قادر نباشد موضوعی را برای نوشتن داستان بیابد، به علت بی دقتی و عدم توجه او به خاطرات گذشته، محیط اطراف و حالات درونی خود اوست. محیط اطراف داستان نویس می تواند ذهن او را به دو سنگ آتش زنه تشبیه کند. اگر این دو سنگ را به هم بزنیم ، جرقه ای ایجاد می شود که این جرقه بذر اولیه یا همان سوژه داستان است اما اگر یکی از سنگ ها نباشد، برخورد بین این دو سنگ به وجود نمی آید. از هر موضوعی باید در حد خودش انتظار داشت. بعضی موضوعات مناسب داستان های کوتاه هستند و بعضی مناسب داستان های بلند و بعضی هم رمان. مثلا  از موضوعات ساده ای مانند آشتی، قهر، دوستی و ... نمی توان انتظار داشت که مثل موضوعات گسترده ای مانند جنگ، انقلاب، عشق و ... رشد کنند و گسترده شوند.

با استفاده از یک موضوع، می توان داستان های متفاوتی نوشت. مثلا اگر بخواهیم از موضوع جنگ بنویسیم، در شب عملّیّات، روز عملّیّات، یا مادری که نامه ی فرزند مفقودش را دریافت می کند، یا رزمنده ای که اسیر دشمن شده و شکنجه را تحمل می کند و هزاران داستان دیگر .منتها در هر یک می توان از زاویه ای جداگانه به جنگ نگاه کرد. به شرط این که نو یسنده سعی کند داستانی شبیه داستان دیگری ننویسد. باید کاملا از تجربیات، دیده ها، مکالمات، استعداد و تخیل خود استفاده کند.

همه ی اجزای داستان ( مقدمه، تنه، پیام)  باید در خدمت پیام آن باشد. نجاری که وسایلی از جمله چوب و  میخ گرفته تا وسایل الکتریکی و برقی در اختیار دارد، وقتی می خواهد میز تحریر بسازد مطمئنا از  آهن و وسایل الکتریکی استفاده نمی کند. بیش تر از چوب و میخ استفاده می کند. نویسنده هم باید ببیند کدام یک از مصالحی که در جامعه وجود دارد ( شخصیت ها و حوادثی که برای انسان اتفاق می افتد) و در پیش رویش قرار گرفته است به کارش می آید و باید آن ها را برای نوشتن داستانش انتخاب کند. 

/ 73 نظر / 407 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

سلام مهری جون .... نمیدونم چرا نمیتونید باز کنید وو به هر حال یه بلاگ دیگر جدید باز کردم که این مشکلات را نداسته باشه .... دوستان خارج از ایران این مشکل را نداشتند... این آدرس جدیدم www.mojy9.blogspot.com

کوروش

سلام با مطلبی در مورد سوشیانت، موعود در دین زرتشت بروزم. منتظر نظرات شما هستم. تا سلامی خدانگهدار[گل]

کیامهر

سلام مهری عزیز با این اوصاف چه زجری کشیده اید از خواندن پست چپر چلاق بی سر و ته بنده شرمنده ام والا

هه تاو

ممنونم كه سر زدين و خوشحال كه حداقل شما داستانشو نشنيده بودين . اين هم يه بيت جالب : شِکر بترازوی وزارت برکَـــش شو همرهِ بلبل بِلب هر مَهوَش هر كدام از مصرع هاشو از هر طرف كه بخوني باز همون ميشه !

فاطمه

با كمي زلف پريشان در بناي هفت زمين هفت آسمان به روزم ... چراغي روشن كن. شمعي بياور. فانوسي، تكه نوري. ... منتظرت هستم می‌آیی؟

سجاد

سلام احسن به شما اپتون بسيار جالب بود ...داستان نویسی من به این کار خیلی علاقه دارم البته بیشر دوست دارم داستان ادبی باشد تا ....[گل][گل][گل][گل]

هم وطن

درود . ایران بربر و نامتمدن [شیطونک] . چشم در راه هم...[گل]

mina

سلام .ممنون از مهربانی ات واز لطفت دوست بسیار خوبی داری ..زرتشت را می گویم ..این دنیای مجازی فرصت خوبی به ادم می ده که با دوستانی فراتر از بعد مکان وزمان اشنا شود ...به هرحال از خودت ودوست مهربانت خیلی ممنونم ...[قلب][قلب][گل][گل] ...

ملیسا

سلام . ممنون از مطلب خوبتون . بسیار کاربردی بود . مخصوصا برای ما نویسندگان آینده.سپاس گزارم .