طرح 1 و 2

( طرح١) 

 

سال ها

دخیل بسته ام

به ضریح چشم هایت

خوب من !

بگو

 کی نگاهم مستجاب می شود؟

***

(طرح ٢)

 

دلت را در آخرین وداع

دفن کردم

اما هنوز

در کوچه باغ خیالم

قدم میزنی

***

مهری حسینی/ آبان ١٣٧٧

 

/ 72 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راحیل

سلام به همه ی دوستای گلم دوست جونام می دونم این چند وقت خیلی دیر به دیر اومدم وسر زدم ولی حالا واسه ی اینکه تلا فی کنم یه وبلاگ جدید راه اندازی کردم که به اسم "خودم " لینکش کردم خیییییییییییییییییییییییییییلی دوس دارم همتون رو اونجا ببینم

اردی بهشتی ها ...

کودک نجوا کرد:خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید پس کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن!و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد کودک فریاد زد :خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت: خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد [گل]

زیتون

سلام صبح قشنگی رابرایتان آرزودارم مطالب اصلی رابه صفحه اول لینک دادم هرکدام رانیازداری ذخیره کن [قلب][سبز]

مهدي

سلام با دومين اثر زيباي خوش بيني به خالق منتظر نظرات زيباي شما هستم .ممنون. [گل][گل][گل]

هم وطن

درود نوروزتان پیروز[گل][فرشته][گل]

وحید

[گل]خیلی قشنگ بود . به امید مستجاب شدن نگاه هامان .[گل]

سالی

مهری عزیزم....خیلی دلنشین و با احساس بود...تبریک می گم[قلب][قلب]

منصوره سادات حسینی

سلام.مهری خانوم خیلی خوب بود.باآرزوی موفقیت برای شما.منتظرتونم.بای![خداحافظ]