آسمان مهربانی

کاش می شد عشق را بین همه  تقسیم کرد

هر دل پر زخم را با سادگی ترمیم کرد

 کاش می شد در مصاف زخم های پر تپش

لحظه های بی کسی را با دلت تنظیم کرد

مانده ام بر ساحل دریایی چشمان من

دل چگونه جای پای اشک را ترسیم کرد

با دل من نازنین!  آیا غریبه مانده ای

پس چگونه عشق را باید به تو تفهیم کرد؟

**

با دلم قدری مدارا کن که تا شاید شود

آسمان مهربانی را به تو تقدیم کرد

بهمن ١٣٧۴/ مهری حسینی

 

/ 54 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اردی بهشتی ها ...

زندگی تعادلی میان بخشیدن و گرفتن محبت است ... یادمان نرود برای چه زندگی میکنیم .. ؟؟

یزدان صفایی

درود با مقاله ای به نام " درباره بم" به روزم

زیتون

سلام شب به خیر بالاخره پرشین درست شد وامروزبه سختی ودورازدوستان گذشت این هم یادگاری برای تبت تاریخ پرشین

سبحان

سلام [گل][لبخند] نفس که مي کشم ، با من نفس مي کشد .قدم که برمي دارم، قدم برمي دارد.اما وقتی که می خوابم ، بيدار می ماند تا خوابهايم را تماشا کند.او مسئول آن است که خوابهايم را تعبير کند.او فرشته من است، همان موکل مهربان.اشک هايم را قطره قطره می نويسد.دعاهايم را يادداشت می کند. [گل]

مسافر

سلام به دوست گرامی و همراه همیشگی .خیلی زیبا بود.و قابل تامل. خدا کنه تا وقتی عزیزامون کنارمون هستن قدرشون رو بدونیم.الهی امین. مثل همیشه منتظر حضور گرمتون هستم.[گل]