شکوه عشق

 

مرا بازی مده در کار عشقت !

دلم را می کشی بر دار عشقت!

مرا با این هیاهو می پذیری ؟!

نمی خواهم شوم سر بار عشقت

***

از آن روزی که دل مال تو گردید

ندارم در شکوه عشق تردید

مگو که اتّفاق ساده ای بود !

دلم وقتی که از شوق تو لرزید

*

6 / 3 / 1389  مهری حسینی

/ 55 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد (سلام بر زندگی)

میان ناله ی جیرجیرک میان شکست سکوتم ترا دوباره می خوانم ای همیشگی ای سبز صدایت را از دورها می شنوم اشنایی مثل روز بر پوست آفتاب سوخته ام تو نزدیکتر از آنی که می گویند میان تب تند مهربانی که دوسه روزیست سینه پهلو کرده ترا می شنوم اغوش خاطره ز داغی دستانت هنوز گر گرفته است اشک در التماس لحظه مانده است و فریاد در کوجه پس کوچه های فراموشی خاطره ات را می بوسم خاطره ات را ... [لبخند]

محمد (سلام بر زندگی)

صدای پایی از انتهای کوچه می آیدکسی آرام مرا می خواند بیا امشب ستاره بچینیم آسمان منتظر است و دریا بی تاب ابر سیاهی بر دلت خیمه زده می دانم بیا تا از ستاره ها برایت فانوسی درست کنم دریایی تا به حقیقت زلال چشمه برسی که آن وقت تو دریایی و بی نیاز ای مسافر!! حرکت کن راه دراز است و پر خم و تو کوله باری ازعشق داری همین کافی است که عشق مر کب سفر است نه مقصد حرکت. [گل]

محمد (سلام بر زندگی)

سلام مهری مهربون و عزیز شبت بخیر گرامی ممنونم از لطف و محبتتون چقدر شعرهاتون بدلم نشست. خیلی زیبا بود مرسی[لبخند]

انجمن فرزانگان کویر

با سلام عادت كرده اند با صداي بلند فكر كنند. من پشيمان گشتم ،اين گفتن چه بود؟ ليك چون گفتم پشيماني چه سود؟ انجمن فرزانگان كوير

زیتون7

سلام روزقشنگی رابرایتون آرزومیکنم انشاالله ازانرژی مثبت سرشاری درآن برخوردارگردیم برکت نصیبمان گرددوخنده وشادی امان افزون باشد بالنده وخرم وفر خنده باشید خواهرکریم وبزرگوارم [گل]

نگاره های دل

سلام زیبا نگاشتید و تاثیر گذار یار حق باشید و حق یارتان

یک کرمانی

سلام عزیز دل خواهر آپ جدید ( اعتصاب بازاریان برای مالیات ) [لبخند][گل]

خانه ما

زیبابودوتاثیرگذار....به لبخند دلت یک لحظه رو کن...همان حسی که بامهتاب رفیق بود.