منشور حقوق بشر کورش بزرگ / 2

خط ٢٢. ... آنگاه بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شدم.

خط ٢٣. همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را گرامی و ارجمند داشتم.

خط ٢۴. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

خط ٢۵. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نَبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود. کاری که درخور شأن آنان نبود.

خط ٢۶. من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و  آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.

خط ٢٧. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسرم " کمبوجیه" و همچنین بر همه ی سپاهیان من،

خط ٢٨. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک همه ی شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند

خط ٢٩. و همه ی پادشاهان سرزمین های جهان، از "دریای بالا" تا " دریای پایین"  ( دریای مدیترانه تا دریای فارس) ، همه ی مردم سرزمین های دور دست، همه ی پادشاهان "آموری" همه ی چادر نشینان،

خط ٣٠.  مرا خراج گذاردند. در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا "آشور"

خط ٣١ . من شهرهای " آگاده" ،" اِ شنونا"، " زَمبان"، " مِتورنو"، "دیر"، سرزمین "گوتیان" و شهرهای کهن آن سوی دجله که ویران شده بود را از نو ساختم.

خط ٣٢. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود باز گرداندم. همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم. خانه های ویران را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم.

خط ٣۶. بی گمان در روزهای سازندگی، همگیِ مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم.

صلح و آرامش را به همه ی مردم اعطا کردم.

خط ٣٨. باروی بزرگ شهر بابل به نام "‌ایمگور" را استوار گردانیدم...

خط ٣٩. ... دیوار آجری خندق شهر را،

خط ۴٠. که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند،

خط ۴١. به پایان رسانیدم.

خط ۴٢. دروازه هایی بزرگ برای آن ها گذاشتم با درهایی از چوب " سِدر" و روکشی از مفرغ...

...

*برگرفته از منشور حقوق بشر کورش بزرگ

 

 

 

 

   + مهری حسینی - ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٢/٥