منشور حقوق بشر کورش بزرگ

خط ٣ . ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشور رسیده بود.

خط ۴. او آیین های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.

خط ۶. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهای ناپسند می کرد. خشونت و بد کرداری.

خط ٧. او کارهای روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زندگی مردم دخالت می کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش " مردوک" ( اَمَر - اوتو) خدای بزرگ روی گرداند.

خط ٨. او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه ای ساکنان شهر را آزار می داد. او با کارهای خشن خود مردم را نابود می کرد ... همه ی مردم را.

خط ٩. از ناله و دادخواهی مردم " اِنلیل / ایلّیل" خدای بزرگ = مردوک ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

 منظور آبادانی و فراوانی و آرامش 

خط ١٠. مردم از خدای بزرگ می خواستند تا به وضع همه ی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه ی شان رو به ویرانی می رفت ، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به "بابل " بازگردند.

خط ١١. ساکنان سرزمین " سومر" و " اکّد" مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.

خط ١٢. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد و آنگاه او نام " کورش"  پادشاه  " اَنشَان"  را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.

خط ١٣.  او تمام سرزمین " گوتی" ( کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش در آورد. همچنین همه ی مردمان " ماد" ( اوم - مان مَن - دَه) را. کورش با همه ی انسان ها دادگرانه رفتار کرد.

خط ١۴. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می کرد. مردوک ، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشه ی نیکِ این پشتیبان ِ مردم خرسند بود.

خط ٢٠. منم" کورش" ، شاه جهان ، شاه بزرگ، شاه توانمند،  شاه بابل، شاه سومر و اَکّد، شاه چهار گوشه ی جهان.

(خطاب به مردم)

خط ٣۵. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: "به کورش شاه ، پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."

 برگرفته از منشور حقوق بشر کورش بزرگ.

   + مهری حسینی - ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱