صد غزل دل

 

*وزن این شعر تعمدی است.

 

ایل من داغ شقایق می کشد به شانه هایش

می برد صحرا به صحرا عطر عاشقانه هایش

مانده نی آویخته بر تیرک سیاه چادر

تا بروید صد غزل دل از لب ترانه هایش

ایل من هر شب به دور شعله های سرخ آتش

می چکاند دل به پای قصّه ی شبانه هایش

از یراق زین اسبی بی سواره می تراود

تاختن در دشت سبزی  سمت بی کرانه هایش

از لَت چادر به دشتی، پر شکوفه ، چشم بر راه

می رود دل پیشواز رجعت جوانه هایش

**

صبح روشن می شکوفد از جبین هر شقایق

جرعه جرعه می سُراید دشت را ترانه هایش

اردیبهشت ١٣٨٣/ مهری حسینی

 

 

 

   + مهری حسینی - ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٧