دل وامانده

تو مفهوم تب فریادی ای دل!

به زیر دست و پا افتادی ای دل!

شکستی بارها، حرفی ندارم

تو در تدبیر خود آزادی ای دل!

***

تو در خوابی، و در اوهام افسوس!

نبودی لحظه‌ای آرام افسوس!

چه بی‌فکری دل وامانده‌ی من!

مرا هم می‌کنی بدنام افسوس!

***

 " مهری حسینی" تابستان 1390

   + مهری حسینی - ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٩/٦