اعتراف

اعتراف چشم‌هایم یک نیاز ساده بود

عشق امّا این وسط فکر دلم افتاده بود

در نگاهت التهاب عشق جاری بود و من

تازه فهمیدم بهانه دست این دل داده بود

اتّفاقی خوب بود آن روز وقتی آمدی

دل برای با تو بودن تا ابد آماده بود

دیده بودی در هوای کوچه‌باغ خاطرت

چشم‌هایم روز و شب به ابتدای جاده بود

اشک‌های شعله‌ور را کرده‌ام باور شبی

انتظار عشق از چشمان من هم ساده بود

**

دل سپرده‌ام به دست مهربانی‌های تو

آه می‌میرم بفهمم زیر پا افتاده بود

***

23 / 8 / 1391 "مهری حسینی"

 

   + مهری حسینی - ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱۱/۱۳