عطر لاله

دوباره مثل هر شب،سوت شبگرد
به گوش امد که یعنی: مرد برگرد!

کنار تک چراغ برق خندید
سلامی کرد بر چشمان پردرد

زمین پوشیده از برف و،تو ارام
فشردی دستهای خسته ی مرد

نه دل بر خنده های او سپردی
نه روز و شب برایت فرق می کرد

دوباره گفت:چشمت ای دلاور!
برای کوچه عطر لاله اورد

هوا سرد است و،دختر منتظر باز
میان در نشسته،زود برگرد

و دختر مثل هر شب پیش امد
به دستت داد یک شاخه گل زرد

در اغوشت کشیدی باز او را
و بوسیدی دو دست کوچک و سرد

گرفتی دست کوچک را و رفتی
عصا جا ماند پیش مرد شبگرد


مهری حسینی از کتاب مردان اسمانی

   + مهری حسینی - ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٦/۱٠/۳٠